خرید بک لینک
نشود فاش کسی آنچه میان من و توستتا اشارات نظر نامه رسان من و توست گوش کن با لب خاموش سخن می گویم پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید حالیا چشم جهانی نگران من و توست گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست گو بهار دل و جان باش و خزان باش ، ارنه ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل هر کجا نامه ی عشق است نشان من و توست سایه ز آتشکده ی ماست فروغ مه و مهر وه ازین آتش روشن که به جان من و توست

برچسب: نشود فاش کسی آنچه میان,شاعر نشود فاش کسی آنچه میان, نویسنده: ماهان نیکنام تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 17:03

ناگهان عطر تو پیچید در آغوش اتاقم
با سرانگشت نسیم آمده بودی به سراغم

زیر و رو کرد مرا دست نسیمی که خبر داشت
من خاموش سراپا همه خاکستر داغم

بین آغوش تو بگذار بسوزم به جهنم-
که به آتش بکشد باغ مرا چشم و چراغم

بیت در بیت بیا پیرهنم باش از آن پس
آشنا می شود آغوش تو با سبک و سیاقم

حرف چشمان تو مانند غزل های ملمع
واژه در واژه کشیده است از ایران به عراقم

برچسب: ناگهان عطر تو پیچید در آغوش اتاقم, نویسنده: ماهان نیکنام تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 21:26

اگر چه روز من و روزگار می گذرد

دلم خوش است که با یاد یار می گذرد


چقدر خاطره انگیز و شاد و رویایی است

قطار عمر که در انتظار می گذرد

برچسب: اگر چه روز من و روزگار می گذرد, نویسنده: ماهان نیکنام تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 21:26

دلتنگی ام را از تو پنهان می کنم ، برگرد هر جور باشد چهره خندان می کنم ، برگرد با اینکه از این گریه های غم گریزی نیست بعد از تو آن را زیر باران می کنم ، برگرد بوی نوازش های دستان تو را دارد گیسوی خود را تا پریشان می کنم ، برگرد آرام می گیرد در آغوشم به جای تو بغض غریبی را که مهمان می کنم ، برگرد بی تو دلم را می سپارم دست پاییز و این خانه را مانند زندان می کنم ، برگرد قصدت اگر خاموشی این جسم بی جان است کار تو را این بار آسان می کنم ، برگرد

برچسب: نویسنده: ماهان نیکنام تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 1:47

برگرد! تا وقتی نمیآیی نمیچسبد بانوی من! پاییز، تنهایی نمیچسبد وقتی نباشی پیش من، پاییز، جای خود... هر چیز زیبا و تماشایی نمیچسبد بر سرزمین غصبی دل، بعد تو، شاهم! بر مُلک خالی، حکمفرمایی نمیچسبد دار و ندارم بودهای، هستی و خواهی بود دار و ندارم! بی تو دارایی نمیچسبد کم "هیت لک" نشنیدهام امّا "معاذالله" * وقتی زلیخا نیست، رسوایی نمیچسبد هر چند تلخی میکنی شیرین من! با من بی قند لبخندت ولی چایی نمیچسبد از تو فقط یک عکس پیشم مانده بانو جان! میبوسمت امّا مقوایی نمیچسبد!

برچسب: بانوی من پاییز تنهایی نمی چسبد, نویسنده: ماهان نیکنام تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 1:47

بیا وَ گرنه در این انتظار خواهم مرد
اگر که بى تو بیایید بهار، خواهم مرد

به روى گونه من، اشک سالها جارى است
و زیر پاى همین آبشار، خواهم مرد

نیامدى و خدا آگه است، من هر روز
به اشتیاق رخَت چند بار خواهم مرد

خبر رسید که تو با بهار می آیى
در انتظار تو، من تا بهار خواهم مرد

تمام زندگی من در این امید گذشت
که در رکاب تو با افتخار خواهم مرد

برچسب: بیا وگرنه در این انتظار خواهم مرد, نویسنده: ماهان نیکنام تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 1:47

تقویم، روی فصل خزان ایستاده استگویا پس از تو نبض زمان ایستاده استحس می کنم که پشت همین چشم های شادمردی همیشه دل نگران ایستاده استدر تو هزار بغض سَترون نشسته استدر من هزار دردِ نهان ایستاده استدر چشم هات، این دو پریشان و در به درطرح دوتا پلنگ جوان ایستاده استاین واژه های تلخِ معطل درون مندیری در انتظار بیان ایستاده استپشت درچه های شب آلود ذهنِ مناندوه شاعرانِ جهان ایستاده استپاییز در دقایق من مکث کرده استانگار بی تو نبض زمان ایستاده است.

برچسب: نویسنده: ماهان نیکنام تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 1:47

صفحه بندی